قایم شدن پشت روپوش سفید

من در محیط کاری همیشه سعی کرده ام علی رغم تمایل درونی ام هیچ بابی از ادبیات برای همکارانم باز نکنم. دلایلش هم متعدد است و مهم ترینش عدم جذابیت ادبیات حرفه ای برای قشر پزشک است. یک دلیل دیگر هم این است که قشر پزشک تقریباً از سررشته های هنری و ادبی دور افتاده است و نمی توان انتظار زیادی داشت!

با این حال این آتشفشان گاه و بیگاه فوران می کند و انگشت نمای جمع می شویم!

چند وقت پیش در کنگره سالانه رادیولوژی با یکی از استادان برجسته ی دانشگاه تهران (که پیش از آن با او جز چند تایی سوال و جواب درسی و آموزشی کاری نداشتم) سلام و علیکی کردم و گفتم: استاد من سهرابی هستم یادتون میاد چند ماهی رو بیمارستان امام مهمان بودم. گفت: بعله... دکتر سهرابیِ شاعر! کیه که نشناسه؟!!! گفتم: ای بابا این خبرا رو کی به شما داده؟ گفت ای بابا خودت خبر نداری! خلاصه بنده بعد از مقادیری سرخ و سفید شدن برای آن که در دام سوالات سایر همکاران گیر نیفتم خداحافظی کردم و به سمت دیگری رفتم.

آخرین پنجره هم با مطلبی در مورد فیسبوک اوشین و رباعی به روز است

 

/ 1 نظر / 18 بازدید
نهضت قلم

سلام مرسی لطف کردین با همون اسم حکیم باشی لینکتون کردم .